سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
دلداده
ناتوانترین مردم کسى است که نیروى به دست آوردن دوستان ندارد ، و ناتوانتر از او کسى بود که دوستى به دست آرد و او را ضایع گذارد . [نهج البلاغه]
   1   2   3   4   5   >>   >

خطر نابودی انسانیت!

ارسال‌کننده : محمد در : 13/12/90 1:23 عصر

سلوک


یکی از دوستان گفتند آن قدر راه رفتن و سلوک سخت است که آدم بعضی وقتها با در جازدن بیشتر احساس امنیت می کند. راست می گفت شاید چون این آدم فکر میکند اینطوری بیرون از میدان نبرد است. اگر چه به مجرد قصد و تصمیم، نگاه شیاطین درونی و بیرونی بیشتر متوجه او میشود اما اینکه تصور کنیم از میدان بیرون رفته ایم خطرش بیشتر است. در این موقعیت ها باید به خدا پناه برد و از او یاری جست... انسان هرگز نمی تواند بایستد چراکه زمان نمی ایستد... من میدانم احساس امنیت چیست و منظور از فرمایش دوستمان را درک میکنم اما خوب میدانم که این احساس وقتی بدست می آید که تسلیم شده ایم. کم آورده ایم... کاملا تسلیم؟ نه... بلکه فقط از حقی بزرگ و مسلم گذشت کرده ایم... گویا پذیرفته ایم که حق حرکت نداریم. برادر عزیزم خواهر گرامی... اگر فکر میکنید که امروز بی سروصدا مشغول زندگی به ظاهر امن و گرم خود هستید درحالیکه توجهی به راه نرفته و مقصد فراموش شده تان ندارید شک نکنید که سخت در خسرانی بزرگ و به شدت در معرض خطری هلاک کننده هستید. خطر نابودی انسانیتتان... خطر ضایع شدن فلسفه خلقتتان...


هرزمان که این بیداری حاصل شد و ضرورت حرکت و این نیاز فطری احساس شد، وقت شناخت راه است... راهی که امروز نسخه های بدلی و بی ارزش متعددی پیدا کرده است...




کلمات کلیدی :

عشق ذاتی

ارسال‌کننده : محمد در : 9/12/90 10:51 عصر

رحمت خدا واسع است حتی رحمت رحیمیه الهی... فقط دنبال یک بهانه است... این ما نیستیم که قلبمان را جذب توحید میکنیم بلکه قلب ما ذاتا عاشق است و تنها باید موانع را برداشت و آنگاه است که جاذبه عظیم توحید، خودش این قلب را می رباید.


یَکادُ زَیْتُها یُضی‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نار (نور/35)


البته موضوع عشق یک بحث فلسفی عمیقی دارد که نه در مجال اینجا می گنجد و نه ما در آن حد و اندازه ایم.


موانعی که از آن صحبت شد همان آثار منفی است که گناهان ما بر در قلبمان نهاده است و آن را بیمار کرده است و نه چیز دیگر... بیاییم قدری هم به فکر بیماری های دلمان باشیم. بیماری هایی که احساس درد را از ما گرفته اند:


عاشق  که شد که یار به حالش نظر نکرد / ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست 


فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست / هم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب هست


(غزل 63)




کلمات کلیدی :

سفر خیلی خطرناک است

ارسال‌کننده : محمد در : 6/12/90 6:44 صبح

کتاب چهل حدیث امام رحمه الله که روی میز استاد بود را دیدم و با خود گفتم یک مشاوره ای هم از روح بلند امام عزیز بگیرم. کتاب را باز کردم و با صفحه ای روبرو شدم که در عمرم خاطره ای بس به یادماندنی پدید آورد. گویی حضرت امام در همان لحظه با من سخن گفت. سخنانی بسیار آرامبخش و نورانی و در عین حال بسیار بیدارگر که متن آن به شرح زیر است:


اى عزیز، اى مطالعه کننده این اوراق، عبرت کن از حال این نویسنده که اکنون در زیر خاک و در عالم دیگر گرفتار اعمال زشت و اخلاق ناهنجار خویش است، و تا فرصت داشت به بطالت و هوى و هوس عمر عزیز را گذاراند و آن سرمایه الهى را ضایع و باطل کرد، تو ملتفت خود باش که نیز روزى مثل مایى و خودت نمى‏دانى آن چه روز است، شاید الان که مشغول قرائتى باشد. اگر تعللى کنى، فرصت از دست مى‏رود. اى برادر من، این امور را تعویق نینداز که تعویق انداختنى نیست. چه قدر آدمهاى صحیح و سالم با موت ناگهانى از این دنیا رفتند و ندانیم عاقبت آنها چیست؟ پس فرصت را از دست مده و یک دم را غنیمت شمار که کار خیلى اهمیت دارد و سفر خیلى خطرناک است. دستت از این عالم، که مزرعه آخرت است، اگر کوتاه شد، دیگر کار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتوانى کرد، جز حسرت و حیرت و عذاب و مذلت نتیجه نبرى. اولیاى خدا آنى راحت نبودند و از فکر این سفر پر خوف و خطر بیرون نمى‏رفتند. حالات على بن الحسین، علیهما السلام، امام معصوم، حیرت انگیز است. ناله‏هاى امیر المؤمنین، علیه السلام، ولىّ مطلق، بهت آور است. چه شده است که ما این طور غافلیم؟ کى به ما اطمینان داده جز شیطان که کارهاى ما را از امروز به فردا مى‏اندازد. مى‏خواهد اصحاب و انصار خود را زیاد کند و ما را با خلق خود و در زمره خود و اتباع خود محشور کند. همیشه آن ملعون امور آخرت را در نظر ما سهل و آسان جلوه دهد و ما را با وعده «رحمت خدا» و «شفاعت شافعین» از یاد خدا و اطاعت او غافل کند. ولى افسوس که این اشتهاى کاذب است و از دامهاى مکر و حیله آن ملعون است  .


رحمت خدا الآن به تو احاطه کرده: رحمت صحت و سلامت و حیات و امنیت و هدایت و عقل و فرصت و راهنمایى اصلاح نفس. در هزاران رحمت گوناگون حق تعالى غوطه‏ورى و استفاده از آنها نمى‏کنى و اطاعت شیطان مى‏کنى. اگر از این رحمتها در این عالم استفاده نکنى، بدان که در آن عالم نیز بى‏بهره هستى از رحمتهاى بى‏تناهى حق و از شفاعت شفیعان نیز محروم مانى. جلوه شفاعت شافعان در این عالم هدایت آنهاست، و در آن عالم باطن هدایت شفاعت است. تو از هدایت اگر بى‏بهره شدى، از شفاعت بى‏بهره‏اى، و به هر قدر هدایت شدى، شفاعت شوى. شفاعت رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، مثل رحمت حق مطلق است، محل قابل باید از او استفاده کند. اگر خداى نخواسته شیطان با این وسایل‏ ایمان را از چنگ تو ربود، دیگر قابلیت رحمت و شفاعت نخواهى داشت. بلى، رحمت حق سرشار است در دو دنیا، تو اگر طالب رحمتى، چرا از این رحمتهاى پیاپى که در این عالم مرحمت فرموده و بذر رحمتهاى عوالم دیگر است برخوردار نمى‏شوى. این همه انبیا و اولیاء خدا تو را دعوت کردند به خوان نعمت و مهمانخانه الهى، نپذیرفتى و با یک وسوسه خنّاس و القاء شیطانى همه را کنار گذاشتى  .


محکمات کتاب خدا و متواترات احادیث انبیا و اولیا و ضروریات عقول عقلا و براهین قطعیه حکما را فداى خطرات شیطانى و هواهاى نفسانى کردى. اى واى به حال من و تو از این غفلت و کورى و کرى و جهالت !


نقل از: شرح چهل حدیث/حدیث هشتم/ص 151




کلمات کلیدی :

   1   2   3   4   5   >>   >